مهمترين چالش اصلاحی يك رييس جمهور
اين مقاله قدمي فراتر از انتخاب رييس جمهور است . در واقع اين مقاله به دنبال پاسخ اين سوال است كه رييس جمهور آينده براي اجراي اصلاحات در كشور بيش از همه به چه چيزي نيازمند است .
از ديد بنده كه بيشتر معتقد به حل سيستمي مشكلات هستم مهمترين چالش رييس جمهور آينده براندازي سيستم هاي ناكارامد اداري و ايجاد سيستم هاي كارامد اداري براي حل مشكلات نظام است .در نظر بگيريد يكي از نامزدها با راي بسيار بالايي رييس جمهور مي شود اولين كار وي بايد انتخاب وزرا و روساي سازمانهاي بزرگ دولتي باشد سوال اين است كه نامزدی كه شعار شايسته سالاري سر داده است چگونه مي تواند از بين صدها و هزاران نخبه سياسي و علمي كشور شايستگان پست هاي كليدي را انتخاب كند و پست ها را به انان تفويض كند . خردمندان و شايستگان به طور معمول اهل سر و صدا و خودنمايي نيستند علاوه بر اين سيستم ناكارامد قبلي باعث شده شايستگان حتي از داشتن تجربه سياسي هم محروم شوند بديهي است كه رييس جمهور انتخابي و دايره محدود اطرافيان وي نيز نمي توانند توانايي انجام اين مهم را داشته باشند . اين جاست كه اهميت سيستم نمايانگر مي شود در واقع رييس جمهور در قدم اول بايد سيستمي را ابداع كند كه بتواند بهترين افراد اين مملكت را براي پست هاي كليدي انتخاب و معرفي كند.
سوال بعدي اين است كه چگونه اين مسوولان با رييس جمهور ارتباط برقرار مي كنند . هريك از وزرا خود را محق مي داند كه براي طرح هاي مهم خود با رييس جمهور مشورت داشته باشد ايا رييس جمهور كه يك فرد است مي تواند با همه وزرا و مسوولان ومقامات خارجي و مردم و ... ارتباط داشته باشد طبيعي است كه توانايي رييس جمهور محدود است و به اين مهم دست پيدا نمي كند در اين صورت است كه رييس جمهور به ماشين امضا تبديل مي شود و اين آفت مانع از كارايي سيستم مي شود . در اين جا هم حل مشكل با ابداع و ايجاد سيستم حل مي شود در واقع رييس جمهور چاره اي جز تقسيم و تفويض مسووليت به يك سيستم كارامد ندارد به عنوان مثال رييس جمهور مي تواند با تقسيم موضوعي زمينه هاي مرتبط بادولت به چند بخش محدود ارتباط خود را با انان محدود كند و به همين سان با استفاده از مدل مويرگي با تمام قسمتهاي كشور ارتباط برقرار كند.
سوالات ديگري كه همه آنها هم با ايجاد سيستم هاي كارآمد حل مي شوند و چالش هاي اصلي يك رييس جمهور اصلاح طلب خواهند بود .