مقصر در مهاجرت سرآمدان

    با فراهم آوردن و موجود شدن  يك دنيا پيش زمينه و خون دل خوردنهاي بيشماري كه گفتنش آسان ولي هر كدام حكايت هاي خاص خود را دارد ، زماني بهر دليلي و بهر صورتي ( كه درست هم ميباشد ) مقرر ميشود افرادي از جنس مذكر با افرادي از جنس مونث با هم درآمیزند و داشته  و نداشته زندگي مشترك را معنا ببخشند.  بدين صورت و با پشت سر گذاشتن زمان و هزار و يك اما و اگر ، هزاران هزار انسان در يك جامعه و در مقطعي از زمان پا به عرصه اين خاك مي گذارند. 

   بدنيا آمدن و بدنيا آوردن و اسم گذاشتن آن بدنيا آمده ها و همرائي كردن هاي ممتد و مستمرشان در طول زمان كه خود ثانيه شمار است و طاقت فرسا ، مراقبت نمودن هاي گسترده اخلاقي و جسمي ، دور نگه داشتن از خطرات احتمالي قابل پيشگيري و متوسل شدنهاي اعتقادي جهت مصون بودن و درامان ماندن از عوامل و سوانح خارج از اراده و عقل بشري و... و هزاران هزار نداشتن ها و نخوردن ها و آبرو داري كردن ها و شب زنده داري ها و نرفتن ها و نيامدن ها و دكتر و دوا كردنها و...و سپس تلاش براي ايجاد زمينه آموزش و تعليم آن دردانه ها ،و اين خود چه شوق انگيز است و شادي آفرين و در عين حال سخت و زمان گير كه خود حديث و احاديث مفصل خاص خود را دارد كه بر هيچ كس غريب نيست .

   لحظه ها ، روزها و شبها ، هفته ها ، ماه ها ، سال ها ، اين مدرسه و آن مدرسه ،اين دانشگاه و آن دانشگاه ، اين كلاس و آن كلاس ،اين رشته و آن رشته ،اين شهر و آن شهر ،اين نيمكت و آن نيمكت، اين معلم و آن معلم اين روش و آن روش ، اين اخلاق و آن اخلاق. اين قلم و اين دفتر و اين كتاب و اين جزوه ،اين گزارش و اين سمينار و...و آنهاي ديگر.  آخ كه از شروع با هم شدن يك زوج (بدون لحاظ اينكه قبلا خود چگونه گذرانده باشند) تا پايان اوليه تحصيل فرزند و فرزندانشان چه كارها كه نبايد انجام بدهند  و چه زحمت ها كه نبايد متحمل شوند  و چه سخت است تصور و تصوير مسائل اين دنياي عظيم زمان .  

    سرانجام و  پس از گذشت سالها و به هزارو يك دليل در هر دوره اي و در هر زمينه و يا رشته اي عده اي سرآمد ميشوند .قطعا و يقينا انتظار اين است و همين طور هم است كه اينان بايد و ميتوانند با خلق ايده ، اثر و آثاري نه تنها جبران تمامي هزينه هاي مادي و معنوي صرف شده در طي اين چند ده سال براي تمامي افراد آن دوره را بنمايند بلكه زمينه ساز زايش و رويش سرمايه هائي شوند تا پيشرفت هاي لازم بصورتي مستمر در جامعه فراهم آيد و از استمرار اين مشي بتدريج هزينه ها كاهش يافته و به دستاوردها ي عظيمي كه باعث ارتقاء  مادي و معنوي جامعه و افراد آن مي گردد نائل آمد .

   ولی افسوس و صد افسوس که متاسفانه نه تنها این مهم در کشور حاصل نمی شود بلکه  هر سال نیز شاهد رشد روز افزون درصد خروج جوانان تحصیل کرده و همچنین افراد خواهان خروج از کشور بوده  ُقابل تامل تر اینکه طی سالهای اخیر متوسط سنی این افرادکاهش یافته است. لذا موضوع قابل توجه و آنچه كه باعث تحرير اين مطلب گرديد بررسی اين سوال كه چه شده است كه طي سالهاي اخير و بالاخص اين چند سال ، ديگر بار شاهد موج روز افزون مهاجرت و يا فكر و آرزوي مهاجرت به ديگر كشورها از سوي جوانان تحصيل كرده و نخبه( سر آمد )بصورتي گسترده مي باشيم ؟

   اساسا مهاجرت و جابجايي مكاني پديده اي مذموم نبوده بلكه بعضا به آن هم سفارش شده است .ولي اگر اين رفتن به جايي براي نبودن در جاي قبلي صورت پذیرد و اين نبودن براي غلبه و يا فرار از مشكلات موجود  در جامعه اي باشد كه در بوجود آمدن و يا در مرتفع نمودنش هيچ نقش و جايگاهي ندارد موضوع مهمي است كه دست اندر كاران مرتبط  بايستي عاقلانه بر آن انديشه نموده بعضا علت را در فكر و كاركرد خود جستجو نمايند .

   همچنين ديگر نكته مهم اينكه كشورهاي پيشرفته بالاخص كشورهاي غربي قطعا و در شرايط  فعلي بيشتر از دو چيز از ديگر كشورها انتظار ندارند و آن دو عبارتند از در اختيار قرار دادن منابع مادي و ديگر سرمایه انساني خود .اگر چه  در اين عرصه هر دو منابع بسيار مهم ميباشند ولي بنظر مي‌ آيد براي آن كشورها در اختيار گرفتن و تصاحب منابع انساني دیگر کشورها از اولويت بسيار بالاتري  برخوردار است .چون اگر جامعه اي از سرمايه نیروی انساني سرآمد و نخبه برخور دار باشد و اگر عزمي باشد با يك برنامه تنظيم شده کارشناسی مي تواند از منابع مادی موجود خود بنحو شایسته ای استفاده نمايد . از سوی دیگر اگر کشوری بتواند قبل از هر چيز با بهره بردن از شرايط موجود  به سرمايه هاي انساني كشوري دیگر دست يابد به قول شاعر "چون كه صد آيد نود هم پيش ماست "،و اتفاقا در اين شكل بطور حتم آن جامعه ای که در ابتدا سرمایه های انسانی اش از میان رخت بر بسته و از کشور خارج شده است تلاش ميكند تا هر چه سريعتر آن مواد و منابع را براي آن كشورهای پذیرا ارسال نمايد ،چونكه بدون داشتن نيروي انساني متخصص اين منابع به چه كار آيد و هم اينكه همين الان نیز به پول ناچيز آن احتياج است

    نتيجه اينكه نبايد خيلي هم بي تفاوت و به قول امروزي ها بي خيال بود .حواسمان باشد، نكند خداي نكرده ندانسته  همان  كنيم كه بدنبال آن مي باشند. بدست آوردن سرمايه انساني(مهاجرت روز افزون جوانان سرآمد و متخصص) و منابع مادي(نفت ،گاز،معادن،و...)کشور.                                                                                      

 

« انتخابات رياست جمهوري در ايران از نگاه آمار »

  نياز جوامع به جلوگيري از هرگونه هرج و مرج و بي نظمي ، ايجاب مي كند كه عده اي به نمايندگي از مردم ، اداره اموركشور و تعيين چارچوب اداره آن را برعهده بگيرند . در كشورهاي مدعي حكومت مردمي ، اين عده با حضور مردم و از طرف آنها انتخاب مي شوند . بر همين اساس انتخابات را مي توان سلسله اقدامات و عمليات منسجم و پيوسته اي دانست كه در يك محدوده جغرافيايي مشخص و زماني محدود و معين صورت     مي گيرد و منجر به برگزيده شدن فرد يا افراد و يا موضوع و مرام خاصي از سوي اكثريت مردم مي شود . بگونه اي كه اجرا و انجام اين سلسله اقدامات و عمليات كه منتج به اين نتيجه مي گردد ، اصطلاحاً برگزاري انتخابات ناميده مي شود.

 با مراجعه به تاريخ كشور مشخص مي گردد كه بيش از 102 سال از برگزاري اولين انتخابات در ايران مي گذرد . اولين انتخابات به زمان بعد از مشروطيت بر مي گردد . فرمان مشروطيت در تاريخ 14جمادي الثاني سال 1324  هجري قمري از طرف مظفرالدين شاه قاجار صادر شد و اولين مجلس موقتي كه طبق اين فرمان بايد « نظامنامه انتخابات » را تهيه نمايد ، در تاريخ 26 مردادماه سال 1285 هجري شمسي در « عمارت نظام » تشكيل شد.

اولين قانون انتخابات در تاريخ 18 شهريور ماده 1285 هجري شمسي بوسيله ميرزا حسن خان منيرالملك ، مرتضي قليجان ، صنيع الدوله ، مخبرالدوله ، مخبرالملك ، مؤتمن الملك و محتشم السلطنه تهيه و تدوين گرديد و بلافاصله پس از رسميت يافتن متمم قانون اساسي ، به تصويب مجلس رسيد و اولين دوره مجلس شوراي ملي در تاريخ 17 مهرماه سال 1285 هجري شمسي افتتاح شد .

به موجب مقررات اين نظامنامه طول نمايندگي دو سال و تعداد نمايندگان 156 نفر بودند كه 60 نفر از تهران و 96 نفر از شهرستانها انتخاب مي شدند . البته در دوره يكم انتخاب صنفي بوده و همه طبقات مردم در آن شركت نداشتند . از جمله شرائط انتخاب كنندگان و انتخاب شوندگان اينكه ، سن انتخاب كننده كمتر از 25 سال نباشد و سن انتخاب شوندگان كمتر از 40 سال نباشد . انتخاب كنندگان بايد صاحب ملكي مي بودند كه هزار تومان قيمت داشته باشد . زنان هم از حق انتخاب كردن و انتخاب شدن محروم بودند .

سه سال بعد قانون تغيير كرد و انتخابات از صنفي به دو درجه اي تبديل شد و به همه طبقات به غير از زنان حق شركت در انتخابات داده شد ولي انتخاب كنندگان بايد لااقل 250 تومان علاقه ملكي داشته و يا پرداختي ماليات آنها كمتر از 10 تومان نباشد و يا 50 تومان عايدي سالانه داشته و يا تحصيلكرده باشند. تعداد نمايندگان به 120 نفر تقليل يافت و تمام ايران به 30 حوزه عمومي تقسيم شد و سن رأي دهندگان نيز به 20 سال رسيد . اين قانون انتخابات موسوم به « انتخابات دو درجه اي » در تاريخ 10 تير ماه 1288 هجري شمسي تهيه و تدوين گرديد.

مجلس سوم شوراي ملي باز هم قانون را بازتر كرد و از محدوديت ها كاست ، از دو درجه اي به يك درجه اي تبديل كرد و شرط تمول مالي را براي انتخاب كنندگان كه مي بايست از شش ماه قبل در حوزه انتخابيه ساكن باشند برداشت ، تعداد نمايندگان را به 136 نفر رساند و مقرر شد انتخاب كنندگان بايستي در حوزه انتخابيه خود متوطن و يا لااقل شش ماه قبل از تاريخ انتخابات در آن حوزه اقامت داشته باشند.

علي ايحال از زمان صدور فرمان مشروطيت و برگزاري اولين انتخابات تا زمان پيروزي انقلاب اسلامي و در طي 73 سال پادشاهي جمعاً 32 انتخابات شامل 2 همه پرسي ، 24 انتخابات براي مجلس شوراي ملي و سنا، دو انتخابات ويژه براي مجلس سنا، دو انتخابات مجلس موسسان و دو انتخابات براي انجمن هاي شهر برگزار شده است .

پس از پيروزي انقلاب اسلامي در بهمن ماه 1سال ۱۳۵۷و براساس اصل ششم قانون اساسي « امور كشور بايد به اتكاي آراي عمومي اداره شود ، از راه انتخابات ، انتخاب رئيس جمهور ، نمايندگان مجلس شوراي اسلامي ، اعضاي شوراها و نظاير اينها ، يا از راه همه پرسي در مواردي كه در اصول ديگر اين قانون تعيين مي گردد »

با توجه به اين اصل در جمهوري اسلامي ايران ، اداره حكومت و قانون گذاري بايستي در چارچوب اصول قانون اساسي با اداره ونظرملت تعيين گردد و برگزاري انتخابات در حقيقت تبلور اراده و خواست مردم      مي باشد. طبق قانون انتخابات عمومي و سراسري كه توسط وزارت كشور برگزار مي شود عبارتند از :

1.      انتخابات مجلس خبرگان هر 8 سال يك بار

2.      انتخابات رياست جمهوري هر 4 سال يك بار

3.      انتخابات مجلس شوراي اسلامي هر 4 سال يك بار

4.      انتخابات شوراهاي اسلامي كشوري هر 4 سال يك بار

5.   انتخابات همه پرسي كه برگزاري آن زمان مشخص ندارد و هر زمان كه ضرورت ايجاد نمايد برگزار خواهد شد.

از زمان پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1357 تاكنون جمعاً 28 بار مردم در پاي صندوق هاي راي شركت نموده اند كه شامل : يكبار براي همه پرسي تعيين رژيم ، هشت بار براي انتخابات نمايندگان مجلس شوراي اسلامي ، نه بار براي انتخابات رياست جمهوري، چهار بار براي انتخاب نمايندگان مجلس خبرگان رهبري ، يك بار براي عضويت در مجلس خبرگان تدوين قانون اساسي ،يك بار براي همه پرسي تاييد قانون اساسي ، يك بار براي همه پرسي بازنگري قانون اساسي و  سه بار براي انتخابات شوراهاي اسلامي شهرو روستا بوده است .

مجموعاً طي 102 سالي كه از فرمان مشروطيت مي گذرد تا كنون 60 انتخابات در ايران برگزار شده است و در سال آتي  برگزاري دهمين  انتخابات رياست جمهوري را در پيش رو داريم .لذا با توجه به اهميت موضوع اجمالا به بررسي انتخابات برگزار شده رياست جمهوري در ايران پرداخته ميشود.

بررسي اجمالي 9 دوره انتخابات رياست جمهوري بيانگر آن است كه مجموعاً 275 ميليون و925 هزار و 408 نفر در9 دوره انتخابات رياست جمهوري واجد شرايط براي رأي دادن بودند كه ازميان اين تعداد 178 ميليون و 303 هزار و 274 نفر به پاي صندوق هاي رأي رفتند . براساس آمار موجود در طي 9 دوره برگزاري انتخابات رياست جمهوري در كشور ، بيشترين تعداد واجدين شرايط براي راي دادن به هشتمين دوره انتخابات رياست جمهوري با 42 ميليون و 170 هزار و 230 نفر و كمترين تعداد به اولين دوره با 20 ميليون و 993 هزار و 643 نفر اختصاص داشته است .

همچنين بيشترين تعداد شركت كنندگان به دوره هفتم انتخابات با 29 ميليون و 145 هزار و 745 نفر و كمترين تعداد مربوط به دوره اول با 14 ميليون و 152 هزار و 887 نفر اختصاص دارد .

شرح

دوره اول

دوره دوم

دوره سوم

دوره چهارم

دوره پنجم

دوره ششم

دوره هفتم

دوره هشتم

دوره نهم(دور دوم)

جمعيت واجد شرايط

643/993/20

930/439/22

017/687/22

802/993/25

598/139/30

055/156/33

487/466/36

230/170/42

41878646

كل آراء مأخوذه

887/152/14

803/573/14

717/847/16

587/238/14

677/452/16

787/796/16

745/145/29

819/155/28

27959253

 

در نه دوره انتخابات رياست جمهوري دو هزار و پانصد و چهارده نفر ثبت نام كردند كه از اين تعداد در روز رأي گيري128  نفر(نهمين دوره ، دور دوم لحاظ شده است) نامزد انتخابات رياست جمهوري شدند . بيشترين تعداد ثبت نامي مربوط به دوره نهم با 1014 نفر و كمترين تعداد به دوره سوم با 46 نفر اختصاص داشته است .

 

 

 

شرح

دوره اول

دوره دوم

دوره سوم

دوره چهارم

دوره پنجم

دوره ششم

دوره هفتم

دوره هشتم

دوره نهم (دور دوم)

جمع

تعداد ثبت نام كنندگان

124

71

46

50

80

131

234

814

1014

2514

تعداد نامزدها در روز اخذ رأي

95

4

4

3

2

4

4

10

2

128

 

همچنين ، بيشترين تعداد نامزدها در روز اخذ رأي مربوط به دوره اول با 95 و كمترين آن مربوط به دوره پنجم و نهم (دور دوم ) با 2 نامزد است (در دور اول دوره نهم هشت نفر به رقابت پرداختند). در اين ميان  در دوره هاي دوم ، سوم ، ششتم و هفتم با 4 نامزد و دوره چهارم با 3 نامزد و در دوره هشتم با 10 نامزد ، كانديداي رياست جمهوري شدند.

 

دوره اول

دوره دوم

دوره سوم

دوره چهارم

دوره پنجم

دوره ششم

دوره هفتم

دوره هشتم

دوره نهم

تاريخ راي گيري

5/11/1358

2/5/1360

10/7/1360

25/5/۱۳۶۴

6/5/1368

21/3/1372

2/3/1376

18/3/1380

3/4/1384

رئيس جمهور منتخب

ابوالحسن بنی صدر

محمد علي رجائي

حضرت آیت الله خامنه ای

حضرت آيت اله خامنه اي

اكبرهاشمي رفسنجاني

اكبرهاشمي رفسنجاني

سيد محمدخاتمي

سيد محمد خاتمي

محمود احمدي نژاد

تعداد راي رئيس جمهورانتخابي

۱۰۷۵۳۳۵۱

۱۲۷۷۰۰۵۰

۱۵۹۰۵۹۸۷

۱۲۲۰۵۰۱۲

۱۵۵۵۰۵۲۸

۱۰۵۶۶۴۹۵

۲۰۱۳۸۷۸۴

۲۱۶۵۹۰۵۳

۱۷۲۴۸۷۸۲