از دوستان و خوانندگان وبلاگ حدیث ارزومندی به دلیل تاخیر در نوشتن مطلب عذر می خواهم.به دلیل مشغله زیاد نتوانستم چند روزی به سراغ وبلاگ بیایم. حقیقتش در این مدت حسابی دلم برای نوشتن تنگ شده بود چه می توان کرد  سالهاست  که ما با نوشتن رفاقت دیرینه داریم و اگر نبود همین تشنگی مطالعه -نوشتن  و نقد کردن  مدتها قبل در ان را تخته می کردیم و ... بگذریم .

میخواهم در ادامه مطالب چندی قبل درباره "موقعیت زنان در حیات سیاسی ایران پس از انقلاب" با اشاره به برخی امارها به وضع نامناسب نیمی از جمعیت ایران در سیاست بپردازم.

زنان ایران به روایت امار

آمارها نشان می دهد با وجود آنکه طی سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی زنان توانسته اند در زمینه علمی پیشرفت قابل توجهی کنند و سهم 64درصدی ورود به دانشگاه را به خود اختصاص دهند اما  از حیث مشارکت  در مدیریت ، وضع نامساعدی دارند زیرا در مقیاس هایی چون نسبت درصد کرسیهای پارلمانی در اختیار زنان، نسبت در صد زنان مدیر در مجموعه مدیران کشور، نسبت درصد زنان متخصص و حرفه ای در مجموعه شاغلان متخصص کشور و نسبت درصد سهم آنان از درامد تحقق یافته، بانوان اوضاع مناسبی ندارند و در مقیاس دسترسی شان به ساخت قدرت بسیار ضعیف اند.

 آمارها همچنین بیانگر این است که میزان حضور زنان  در مجلس شورای اسلامی از 6/5 درصد تجاوز نکرده است، بعلاوه زنان تنها 2درصد از کرسی های مدیریت دستگاههای دولتی کشور از مجموع 17 هزار و 563 پست مدیریتی را به خود اختصاص داده اند. سهم زنان ایران در فعالیت های اقتصادی خارج از خانه نیز تنها 6/27درصد است که آمار آن از مجموع بسیاری از کشورهای عرب و در حال توسعه کمتر است. از طرفی زنان به عنوان نیمی از جمعیت فعال کشور تنها 12درصد از فعالیت اقتصادی جامعه را در دست دارند، درصد شاغلان زن نسبت به کل شاغلان مرد، 4/9درصد است و سهم زنان شاغل در گروه مدیران عالی رتبه به کل زنان شاغل تنها 9/4درصد است. در حال حاضر شمار مدیران مرد در ایران 35 برابر مدیران زن است.

از لحاظ نرخ بیکاری نیز  برخی آمارها  نشان می دهد زنان نزدیک به دو برابر بیشتر از مردان بیکار و پی جوی کار هستند، تفاوت نرخ مشارکت اقتصادی در جمعیت 30 ساله و بیشتر درمناطق شهری میان مردان و زنان به بیش از 5 برابر یعنی 9/81درصد مردان در برابر 7/15درصد زنان می رسد (مرکز آمار ایران،1384: 30) .این تفاوت در مناطق روستایی  به نسبت قابل توجه ادامه دارد و به 6/85درصد مردان در مقابل 2/30درصد زنان می رسد. این در حالی است که بسیاری از کارها در مناطق روستایی به طور طبیعی بر دوش زنان است.

در حالی که وضع سواد و تحصیلات در جمعیت بیکار جویای کار تفاوت معنادار و قابل توجهی در میان مردان و زنان نشان نمی دهد (مرکز آمار ایران،1384: 113) ولی در میان شاغلان 10ساله و بیشتر بر حسب وضعیت شغلی و جنسی در نقاط شهری و روستایی تفات معنادار است (مرکز آمار ایران،1383: 110) از طرفی آمار کارکنان دولت بر حسب قوانین و مقررات استخدامی و جنسی تفاوت فاحش و معنادار دیگری (بر حسب هزار) میان زنان و مردان نشان می دهد (مرکز آمار ایران 1381: 115).

 

زن

 

مرد

 

وزارتخانه ها

3307

14854

1.ریاست جمهوری

19381

177246

2. وزارت امور اقتصاد و دارایی

235

3286

3.وزارت امور خارجه

1216

14583

4.وزارت بازرگانی

4509

59270

5.وزارت ارتباطات و فن آوری اطلاعات

276

1529

6.وزارت تعاون

5607

110770

7.وزارت جهاد کشاورزی

8709

33040

8.وزارت علوم، تحقیقات و فن آوری

2216

8833

9.وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

1302

7824

10.وزارت کار و امور اجتماعی

1852

19596

11.وزارت کشور

96

1949

12.مجلس شورای اسلامی

6882

38977

13 . قوه قضاییه

1911

10795

14.صدا و سیما

مرکز آمار ایران،115:1381

این آمارها که تنها گوشه ای  از عقب ماندگی زنان در عرصه های مختلف را نشان می دهد در حالی است که هیچ جامعه ای نمی تواند توسعه یافته تلقی شود مگر آنکه در آن، مشارکت همه جانبه و خود آموزی اجتماعی و مدنی کامل صورت پذیرد. توسعه، باید همه افراد را قادر سازد توانایی های خود را تا بیشترین حد ممکن افزایش دهند.در این میان،افزایش و بهبود مشارکت زنان در سطح اجتماع، از یکسو، برای دیگر بانوان انگیزه ایجاد می کند تا بر کوشش ها و تلاش هایشان بیفزایند و از سوی دیگر، بر سطح کلان برداشت ها و باورهای یک جامعه در کلیت آن، تاثیر مثبت می گذارد.

قابل توجه دوستان

این نوشتار و امارهای ارایه شده دارای  منابع است .در صورتی که دوستان تمایل داشته باشندو در  قسمت نظرخواهی درخواست دهند . منابع به انان ارایه می شود .