موقعیت زنان در حیات سیاسی ایران پس از انقلاب
میخواهم در ادامه مطالب چندی قبل درباره "موقعیت زنان در حیات سیاسی ایران پس از انقلاب" با اشاره به برخی امارها به وضع نامناسب نیمی از جمعیت ایران در سیاست بپردازم.
زنان ایران به روایت امار
آمارها نشان می دهد با وجود آنکه طی سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی زنان توانسته اند در زمینه علمی پیشرفت قابل توجهی کنند و سهم 64درصدی ورود به دانشگاه را به خود اختصاص دهند اما از حیث مشارکت در مدیریت ، وضع نامساعدی دارند زیرا در مقیاس هایی چون نسبت درصد کرسیهای پارلمانی در اختیار زنان، نسبت در صد زنان مدیر در مجموعه مدیران کشور، نسبت درصد زنان متخصص و حرفه ای در مجموعه شاغلان متخصص کشور و نسبت درصد سهم آنان از درامد تحقق یافته، بانوان اوضاع مناسبی ندارند و در مقیاس دسترسی شان به ساخت قدرت بسیار ضعیف اند.
آمارها همچنین بیانگر این است که میزان حضور زنان در مجلس شورای اسلامی از 6/5 درصد تجاوز نکرده است، بعلاوه زنان تنها 2درصد از کرسی های مدیریت دستگاههای دولتی کشور از مجموع 17 هزار و 563 پست مدیریتی را به خود اختصاص داده اند. سهم زنان ایران در فعالیت های اقتصادی خارج از خانه نیز تنها 6/27درصد است که آمار آن از مجموع بسیاری از کشورهای عرب و در حال توسعه کمتر است. از طرفی زنان به عنوان نیمی از جمعیت فعال کشور تنها 12درصد از فعالیت اقتصادی جامعه را در دست دارند، درصد شاغلان زن نسبت به کل شاغلان مرد، 4/9درصد است و سهم زنان شاغل در گروه مدیران عالی رتبه به کل زنان شاغل تنها 9/4درصد است. در حال حاضر شمار مدیران مرد در ایران 35 برابر مدیران زن است.
از لحاظ نرخ بیکاری نیز برخی آمارها نشان می دهد زنان نزدیک به دو برابر بیشتر از مردان بیکار و پی جوی کار هستند، تفاوت نرخ مشارکت اقتصادی در جمعیت 30 ساله و بیشتر درمناطق شهری میان مردان و زنان به بیش از 5 برابر یعنی 9/81درصد مردان در برابر 7/15درصد زنان می رسد (مرکز آمار ایران،1384: 30) .این تفاوت در مناطق روستایی به نسبت قابل توجه ادامه دارد و به 6/85درصد مردان در مقابل 2/30درصد زنان می رسد. این در حالی است که بسیاری از کارها در مناطق روستایی به طور طبیعی بر دوش زنان است.
در حالی که وضع سواد و تحصیلات در جمعیت بیکار جویای کار تفاوت معنادار و قابل توجهی در میان مردان و زنان نشان نمی دهد (مرکز آمار ایران،1384: 113) ولی در میان شاغلان 10ساله و بیشتر بر حسب وضعیت شغلی و جنسی در نقاط شهری و روستایی تفات معنادار است (مرکز آمار ایران،1383: 110) از طرفی آمار کارکنان دولت بر حسب قوانین و مقررات استخدامی و جنسی تفاوت فاحش و معنادار دیگری (بر حسب هزار) میان زنان و مردان نشان می دهد (مرکز آمار ایران 1381: 115).
|
زن |
مرد |
وزارتخانه ها |
|
3307 |
14854 |
1.ریاست جمهوری |
|
19381 |
177246 |
2. وزارت امور اقتصاد و دارایی |
|
235 |
3286 |
3.وزارت امور خارجه |
|
1216 |
14583 |
4.وزارت بازرگانی |
|
4509 |
59270 |
5.وزارت ارتباطات و فن آوری اطلاعات |
|
276 |
1529 |
6.وزارت تعاون |
|
5607 |
110770 |
7.وزارت جهاد کشاورزی |
|
8709 |
33040 |
8.وزارت علوم، تحقیقات و فن آوری |
|
2216 |
8833 |
9.وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی |
|
1302 |
7824 |
10.وزارت کار و امور اجتماعی |
|
1852 |
19596 |
11.وزارت کشور |
|
96 |
1949 |
12.مجلس شورای اسلامی |
|
6882 |
38977 |
13 . قوه قضاییه |
|
1911 |
10795 |
14.صدا و سیما |
مرکز آمار ایران،115:1381
این آمارها که تنها گوشه ای از عقب ماندگی زنان در عرصه های مختلف را نشان می دهد در حالی است که هیچ جامعه ای نمی تواند توسعه یافته تلقی شود مگر آنکه در آن، مشارکت همه جانبه و خود آموزی اجتماعی و مدنی کامل صورت پذیرد. توسعه، باید همه افراد را قادر سازد توانایی های خود را تا بیشترین حد ممکن افزایش دهند.در این میان،افزایش و بهبود مشارکت زنان در سطح اجتماع، از یکسو، برای دیگر بانوان انگیزه ایجاد می کند تا بر کوشش ها و تلاش هایشان بیفزایند و از سوی دیگر، بر سطح کلان برداشت ها و باورهای یک جامعه در کلیت آن، تاثیر مثبت می گذارد.
قابل توجه دوستان
این نوشتار و امارهای ارایه شده دارای منابع است .در صورتی که دوستان تمایل داشته باشندو در قسمت نظرخواهی درخواست دهند . منابع به انان ارایه می شود .