نظام مندی
یکی دیگر از معضلات مهم فردی و اجتماعی ما ایرانیان ضعف در نظام مندی است .نظام مندی (Poor Organization)به این معنی است که برای هر ذهنیت ،هدف یا حرکتی چه بصورت فردی و چه جمعی ،قالب و قاعده مشخص و واحدی وجود داشته باشد .در این قالب مشخص آنچه که افراد را از یکدیگر متمایز می کند تنها وتنها توانایی و شایستگی آنها در ابعاد مختلف است .نظام مندی را سران جامعه مشخص و آحاد جامعه اجرا می کنند و هر دوی آنها برحسن اجرای آن نظارت می نمایند .
در یک جامعه نظام مند افراد با اطمینان و امنیت خاطر، فقط به توانایی خود تکیه می کنند و در جهت خلاقیت (Creativity) و خود شکوفایی (Self actualization)بر اسا س ظرفیت خود تلاش می کنند. مصداق "مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد "در این جامعه ،یک باور اجتماعی عمیق است. زیرا هیچ کس از مسیری غیر از آنچه که از پیش تعیین شده و برای همگان براساس ظرفیت و توانایی شان در دسترس است نمی تواند به غایت هدف خود نائل شود .محاسن نظام مندی ،در نهایت به همه افراد جامعه باز خواهد گشت .چرا که این نوع از نظام اجتماعی تعیین کننده جایگاه افراد ،بر اساس شایستگی انها در همه ابعاد زندگی است .معلوم است که اعتماد اجتماعی ،عدالت اجتماعی ،احساس خوشحالی و رضایت اجتماعی و بسیاری از فوائد دیگر که منجر به سلامت روانی -اجتماعی (Psycho-social health)می گردد نیازمند این نوع از نظام مندی است . در چنین جامعه ای دیگر مفاهیمی مثل ثروتهای باد آورده ،رانت خواری ،مقام ها وجایگاه های علمی و اجرایی غیر مستند ،نارضایتی و احساس عدم امنیت اجتماعی و تلاش افراد برای طی مسیر و رسیدن به هدف ،خارج از آن و مسیر و قالبی که بصورت واحد برای همه افراد جامعه براساس ظرفیت آنها تعیین شده ،رایج نیست یا لااقل کمتر رواج دارد .
اما از آنجا که در طول تاریخ زندگی اجتماعی ما، کمتر به نظام مندی پرداخته شده و هرج و مرج طلبی و نسبیت گرایی اجتماعی ،اغلب اوقات بر توامندی ها ،ظرفیتها و شایستگی های افراد سایه افکنده ،متاسفانه امروز شاهد جامعه ای هستیم که با احساس عدم امنیت و اعتماد خاطر عمیق و بارزی روبروست. حتی اگر در بخشی از این جامعه نظم و قالبی هم بخواهد شکل بگیرد ،غالبا با سوء ظن و مقاومت روبرو خواهد شد .چرا که تجارب تاریخی متعدد بر تناقضات و نسبیت گرایی آن صحه می گذارند. در این جامعه هیچ گونه طبقه بندی مشخص و ایمنی وجود ندارد . بنابراین کسانی دیده می شوند که می توانند با دور زدن یا نادیده گرفتن هر گونه نظام مندی ،یک شبه ره صد ساله را بپیمایند و متاسفانه این تحرکات سریع ،با شایستگی و لیاقت درونی آنها ارتباط زیادی ندارد . بلکه بیشتر مرهون موقعیت و شرایط بیرونی آنان است . تضرر این نوع هرج و مرج و نسبیت گرایی ،نه تنها دامن نظم و امنیت جامعه را می گیرد، بلکه در تمام امور علمی ،فرهنگی ،اقتصادی و سیاسی جامعه اثر گذار است. از تبعات مهم آن هم زایل شدن احساس امنیت ،خوشبختی و رضایت اجتماعی است و در نهایت سلامت روانی -اجتماعی همگان مورد تهدید قرار خواهد گرفت .
آیا بهتر نیست یکایک ما ، در هر جایگاهی که هستیم به این نقیصه جمعی توجه بیشتری معطوف داریم و سعی کنیم با حفظ اصول نظام اجتماعی به حقوق همسانان خود احترام بگذاریم و سلامت زندگی اجتماعی مان را با تبعیض و نسبیت نیالاییم؟ آیا بنا نهادن نظم و قالب اجتماعی و پایبندی به آن ،دسترسی به عدالت اجتماعی را آسانتر نخواهد کرد و در نهایت به نفع جامعه ای که بستر رشد ما و آیندگان ماست نخواهد بود ؟
ادامه دارد